تبليغاتX
"ســــــــــکوتـــ خفقــــــــانــ آور"

"ســــــــــکوتـــ خفقــــــــانــ آور"

باران زده ای؟؟واردشو.

درهجوم واژه های دال- واو- سین- ت- دال- الف- شین- ت- نون...فقط میتوانم ازتوبنویسم.

بگذارخیال خامم باتفاوت ندیدنت،فقط محوروی توباشد...

بگذاردلم برای همیشه از توبگوید..تویی که می دانم تاابدغریبه ای وآشنانخواهی شد!

مراببخش..من فقط میتوانم تو را دوست بدارم مغرورمن!

ای کاش همه جای من بودند...دلم میخواهدگیرایی حرفهایت رابفهمند..

جاذبه ی چشمانت رادرک کنندوآن خنده های دل ربایت را بشنوند...

می خوام حس زیبای دوست داشتنت راباهمه،سخاوتمندانه تقسیم کنم.

بگذارم همه توراازچشمان من ببینندوشاید عاشق شوند!

مهربان من،

گاهی به دست نوشته هایم برای تووحسم شک میکنم...

شکی که تازگی ها به جانم افتاده..

هنوزهم صادقانه یا بهتربگویم کودکانه دلم برایت تنگ می شود...

دلم برای تومی سوزد...تویی که به جای من نیستی تابفهمی دوست داشتنت چه حسی دارد

همیشه ذهن مراپرمیکنی ازابهام...تکلیفم را باخودم نمیدانم.

سکوت من گرچه سرداست وغریب برایت...

اماکافی است در رد نگاه هایم،احوال دلم راجستجوکنی

این روزها دلم بی هوا،هوایت را میکند..

وتوچه میدانی که هوای بی توبودن نفس گیراست.



+خیلی طولانی شد.اخه تازگی ها فهمیدم نوشتن برای یک نفر خوبترازکارهای دیگه ای مثل درس خوندنه!

+چرا دل آدم واسه کسایی تنگ میشه ک لیاقت دل تنگیتو ندارن؟؟!

+دارم بد میشم...نه..بهتره بگم بدم کردن!سخته بخوای مهربون نباشی!

 

|پنجشنبه 28 اردیبهشت1391| 14:18|رمزینا|

امروز موقع برگشتن ازکلاس توی تاکسی با یه دختر سرصحبت بازشد...

کلی حرف زد وآخرش گفت:

از یه جایی به بعد عادت میکنی دیگه منتظر زنگ یا SMS کسی نباشی!..

.از یه جایی به بعد صدای زنگ گوشیت رو هم فراموش میکنی!..

از یه جایی به بعد تویی که گوشیت از رگ گردن هم بهت نزدیکتر بود

تا یه وقت SMS "او" بی جواب نمونه یا جوابش دیر نشه

میبینی که هی گوشیت رو تو جاهای مختلف فراموش میکنی!...

از یه جایی به بعد خوشبختی یعنی یک SMS از اون!...

از یه جایی به بعد شنیدن صداش میشه آرزوت!..

پیاده که شدم....یه آن با خودم فکرکردم: اون دختره منو میشناخت؟!!

 

+کسی به خودش نگیره.

|پنجشنبه 31 فروردین1391| 22:0|رمزینا

فقط به دوست داشتنت اکتفا میکنم...

نمیخواهم تو وشیطان را با هم داشته باشم.

همیشه در خداحافظی ازتو سبقت گرفتم تا صفت سخیف "بی وفا" گریبان گیرت نشود...

شاید آرام تر می شدم ...

فقط وفقط اگر میفهمیدی ...

فی البداهه هایم به همین راحتی که میخوانی نوشته نشده است!


+فیلمای تهمینه میلانی رو خیلی دوست دارم با تمام مشتقاتش...!

|جمعه 25 فروردین1391| 20:58|رمزینا

امروزسیزدهم است....

یادش خوش 13 فروردین ماه سال 1390!

. . . . . . . . . . . . . . . . ( بهترست بماند)

 

-  شنیده ام دچار کسی شده است...

کاش بود تا می گفتم:دچارشدگیت مبارک!

فراموش کردن من قیمت گزافی ندارد...میدانم...

فراموشیش اماســــــــــــــــــــــــخــــــــــــــــــــــت...

انگارلخته ای از یک درد،گوشه ای ازحست راگرفته...

توموری بدخیم که نمیدانی تا کی باید باخودت بکشی وبکشی وبکشی...

ودست اخربه دست چه کسی ازوجودت بیرون کشیده میشود!!...

در فراموشیش کسی یاریم نمیکرد

درفراموشیم کمکش خواهم کرد.

هی...مخاطب...یادت مرافراموش!

 


+ امسال ک شروع شد خیلی ها نبودند.اما نبودن دونفرواقعا برای دلم قابل حس بود.دلم واسشون واقعا تنگ شده وهنوزم دوستشون دارم...از ته قلبم واسه ی هردوشون آرزو دارم که شادوسالم باشن.

+بازم بدبخــــــــــــــتی شروع شد!درس ودرس و.....ادامه دارد!

+اعلامیه:هه هه هه....متاسفانه واسه ی گوشی وسیم کارت قبلیم همون اتفاقی افتاد که دفعه ی پیش واسه اون یکی گوشیم افتاده بود (گلاب به روتون)!

وتلاش های اینجانب موثرنبود.دوستاییم که شماره ی قبلی رو داشتین متعاقبا شماره ی جدیدمواعلام خواهم کرد.

|یکشنبه 13 فروردین1391| 22:28|رمزینا|

نگـــــــــــــــــــــاه میکنی...

عیبی ندارد...اما بگذار چشمان من هم ازاین نگاه دزدکیت سهـــمــــــــــــــی داشته باشد...!!

(فی البداهه)


+تازگیا دلم میخواد نوشته هام کوتاه برد(اثرات زیادی فیزیک خواندن) باشن.

+امروز با دوستان عکس انداختیم بااعمال شاقه ،خدافظی کردیم و...فازداشت!!!

+چند وقته به کلّم زده یه سری ازنوشته های قبلی که الان دیگه فاقد ارزشن واسم پاک کنم..دلم نمیاد...از بس که مهربونم....اه...چ کنم؟!شایدم شد.

+تو ی امتحانای شیمیُ عربیُ اعلامُ فیزیک نمره پایین آوردم ....بابا دیگه دست ودلم به درس نمیره!

+میدونم چندتن از همکلاسیها بی اجازه میان وبم...مهم نیست اما....آدم شخیص بی دعوت مهمونی نمیره!

+اینا رو بیخیال...عـــــــید وبچسب!وایییییییی!ما که عروسیم افتادیم(اگر لحنم فرق کرده ب خاطر نشست وبرخاست با عده ای ازدوستانه).....عیـــــــد همتون مبارک پیشاپیش!

|سه شنبه 23 اسفند1390| 14:30|رمزینا

ســـــــــــــــــاکت که می مانی...
میگذارند به حساب جواب نداشتنت!
...
عـــــــــــــــــــمراً بفهمند داری جان میکنی
تا حرمـــــــــــــتهـا را نگه داری !!

 

+آهنـــــــــــــــــگ وبوعاشقم!و تقدیم  میکنم به....

|پنجشنبه 11 اسفند1390| 19:15|رمزینا

خبربه دورترین نقطه ی جهان برسد..

نخواست او به منِ خسته بی گمان برسد!

شکنجه بیشترازاین؟!...

که پیش چشم خودت، کسی که سهم توباشد به دیگران برسد.

چه می کنی اگر اوراکه خواستی یک عمر...

به راحتی کسی ازراه ناگهان برسد!

رهاکنی برود،ازدلت جداباشد...

به آن که دوست ترش داشته...به آن برسد.

رهاکنی بروند،دوتاپرنده شوند

خبربه دورترین نقطه ی جهان برسد.

گلایه ای نکنی،بغض خویش رابخوری

که هق هق تو مبادا به گوششان برسد!

خداکند که...نه...نفرین نمیکنم...نکند

به او...که عاشق اوبوده ام زیان برسد!

خداکند فقط این عشق ازسرم برود

خداکند که فقط زود آن زمان برسد

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پـ.نوشتـ:این شعربرای کسی که عاشق نیست هم،عاشقی راه میاندازد.(ممنون آرزوجان)

پـ.نوشتـ2:خدایا..بخاطرشادی این روزهایم...سپاس!و.....مرابه چیزی که قسمتم نیست،وابسته نکن.

پـ.نوشتـ3:حس رفته،بازگشت!!!!

|پنجشنبه 13 بهمن1390| 14:5|رمزینا|

تومیخندی...

ونمیدانی لبخندم از برای چیست؟

تو میخندی...

ومعنی نگاه معنی دارم را به درستی نمیدانی.

تو میخندی...

ونمیفهمی چراچشمان من به تو انگونه،ساعتها خیره میشوند!

تومیخندی...

وهیچ کس نمیدانداین خنده بامن چه میکند!؟

تومیخندی...

ونمیدانی خنده ات درژرفای دل من چه بازی ها که راه نینداخته.

تو میخندی...

وبرایم تداعی خاطره های نداشته میشوی.

تومیخندی...

وهیچ کس نمیدانداین آرایه ی تکراربرای به رخ کشیدن خنده های توست.

که جزمن هیچکس آنرانمیفهمد ...(شاید)!

تومیخندی...

امانمیدانی خنده ی من باآن همه حس به تو،بخاطرشباهت خنده ات به اوست.

وباز...تومی خندی.

وزمانی که میروی...چشمم مدام رفتنت راتماشا میکند..

ودلم بهانه ی خنده هایت رامیگیرد.

پیش خودش میگوید:بازهم او میاید،تو...به هربهانه ای اورامیخندانی.وباخنده اش دیگری رانمایان میکنی.

پس همیشه بخند...ممنون!


شاد.نوشت:این روزها بی نهایت شادم.همین!

توجه .نوشت:آهنگ وبموگوش کنین....!

|جمعه 30 دی1390| 11:57|رمزینا|

حــ ـــالا کــــِــہ مـــے خــواهــے بــِـرَوے





لــُطفَــ ــا . . .





قـَــدَمـــ ــ هـایـَتـــ ـ را





تـُـنـــ ـــدتــَر بــــَـــــردار !!





دِلــَمــ ــ را فــِـرستـــ ـــاده امــ ــ





دُنبــ ـــال ِ نخُــ ـــود سـیــ ـــاه . . .

|سه شنبه 27 دی1390| 12:41|رمزینا

+ عشق روبا هوس قاطی نکن!!!!!

+ با من حرف بزن(توی دلت حتی).

+ فراموش کن تا فراموش بشی!

+ یه معلم فیزیک میخوااااااام.

پ.نوشت:مخاطب خاص دارد.

|سه شنبه 13 دی1390| 13:20|رمزینا

MisS-A